تبلیغات
زیارت عاشورا نماز ارتباط بامحبوب - داستان کوتاه نماز

نماز ارتباط بامحبوب
 
نماز زینت مومن است

شبی دزدی به خانه شیخ احمد خضرویه رفت و بسیاربگشت هیچ نیافت ...
شیخ آواز داد: ای جوان دلو برگیر و آب از چاه برکش و طهارت کن و به نماز مشغول شو تا روز، چیزی به تو دهم تا محروم نگردی.

دزد همچنان کرد.
چون روز شد خواجه صد دینار بیاورد و به دزد داد و فرمود: این جزای عبادت یک شب نماز توست.

دزد را حالتی پدید آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت: زر قبول نمی کنم، مرا به راه خدا راهنمایی کن که دولت لازوال از درگاه لایزال حاصل کنم.

شیخ او را مرید کرد و یکی از اولیای حق شد.






طبقه بندی: نماز، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 فروردین 1393 توسط سیدمحسن چاوشی
ذکر روزهای هفتهآیه قرآن تصادفی
تمامی حقوق مطالب برای نماز ارتباط بامحبوب محفوظ می باشد